آرامش پس از طوفان جدایی
توضیحات
آیا احساس میکنید پس از جدایی، رنگ دنیا تغییر کرده است؟ طلاق تنها یک امضا روی کاغذ نیست؛ طوفانی است که گاهی آرامش، هویت و حتی ارتباطات ما را با خود میبرد. اگر احساس میکنید در خانه پدری غریبهاید، دوستانتان کمتر تماس میگیرند و اضطراب مانند سایه در بیداری و خواب همراه شماست، تنها نیستید.
این دوره برای این طراحی شده که به شما بگوید: «پایان یک رابطه، پایان زندگی شما نیست؛ بلکه میتواند نقطه آغاز تولد یک شخصیت قدرتمندتر باشد.»
چرا روزهای پس از جدایی تا این حد نفسگیر هستند؟
شاید این تجربه برایتان آشنا باشد: صبح با نگرانی بیدار میشوید، نه برای یک مشکل خاص، بلکه یک دلهره مبهم. در مسیر کار نگران تصادفید، در محل کار نگران اخراج شدن توسط مدیر، و در جمعهای خانوادگی نگران نگاههای ترحمآمیز دیگران.
اضطرابِ پس از طلاق، حتی به رختخواب شما هم میآید و تیتر اول افکار شبانه و کارگردان کابوسهایتان میشود.
بسیاری از افراد پس از طلاق در “تله قربانی بودن” گرفتار میشوند و سالها برای زندگی از دسترفته سوگواری میکنند. اما دسته دیگری هم هستند؛ کسانی که شاید هدف داشتند، اما شریک زندگیشان هممسیر نبوده است. این افراد انرژی ساختن دارند، اما ترس از تکرار اشتباه، آنها را فلج کرده است.
ریشه ترسهای امروز شما کجاست؟
در این دوره یاد میگیرید که نگرانیهای فعلی شما از سه منبع تغذیه میشوند:
- مسائل حل نشده زندگی مشترک: پروندههای باز عاطفی که هنوز بسته نشدهاند.
- شک و تردید: این سوال که “آیا انتخابم برای جدایی یا ازدواج درست بود؟”
- وحشت از آینده: ترس از اینکه “آیا دوباره خوشبخت میشوم؟” یا “آیا از پس زندگی برمیآیم؟”
در دوره «آرامش پس از طوفان جدایی» چه اتفاقی میافتد؟
ما نمیخواهیم فقط به شما دلداری بدهیم؛ ما میخواهیم ابزار ساختن یک «شخصیت جدید» را به شما بدهیم. شخصیتی که شاید سالها به خاطر ترس از حرف مردم، احساس ناتوانی یا ترس از تغییر، در درون شما خاموش مانده است.
این دوره شامل ۷۸۰ دقیقه (۱۳ ساعت) آموزش کاربردی و عمیق است که شما را در یک سفر مرحلهبهمرحله همراهی میکند:
مراحل آموزش:
- در این دوره، بعد از مشاهده چند جلسه ابتدایی، تو به یک اطمینان قلبی عمیق میرسی. در گامهای اول روی عزت نفس تو کار میکنم؛ عزت نفسی که متفاوت از اعتمادبهنفس است. سپس به یک آرامش روحی کامل دست پیدا میکنی.
- مسیر را با هم ادامه میدهیم. با تکنیکهایی عملی، عوامل نگرانی را شناسایی میکنیم و قدمبهقدم آنها را برطرف میکنیم. پس از آن به تقویت درون تو کمک میکنیم تا برای حل چالشها یک حرکت تازه آغاز شود. نخستین قدمها را با هم برمیداریم تا نگرانی جدیدی در وجودت شکل نگیرد.
- بعد از این مرحله، تو قادر میشوی شخصیت جذاب و منحصربهفردی را در درونت بسازی. در انجام کارهای روزمره و علاقههایی که کنار گذاشته بودی تو را توانمند میکنیم و کمک میکنیم دوباره آنها را با کیفیت بهتر انجام بدهی.
- در بخش مربوط به شغل، تو را در مسیر کاریات راهنمایی میکنیم و با نکات کاربردی، به رشد حرفهایات کمک میکنیم تا روند پیشرفتت آسانتر شود.
- این مسیر باعث میشود افکار آمیخته با ترس را برای همیشه از ذهن پاک کنی و به تمام ترسهایت پایان بدهی. شخصیتی تازه درونت شکل میدهیم که حتی اگر بعدها از دوره استفاده نکنی، همان شخصیت جدید آرامش پایدار را در زندگیات نگه دارد و تو را سریعتر به اهداف میرساند.
- وابستگی را برای همیشه کنار میگذاری و خیلی زود متوجه میشوی که هر کاری را بخواهی میتوانی بدون باج دادن مالی یا احساسی انجام بدهی. به مرحلهای میرسی که بهجای خواهش از دیگران یا امتیاز دادن، آنها را جذب خودت میکنی و در راستای اهداف خود به کار میگیری.
این دوره مناسب چه کسانی است؟
- بانوانی که جدا شدهاند و احساس میکنند سرمای اضطراب تمام وجودشان را گرفته و نگران قضاوتها و آینده هستند.
- آقایانی که پس از طلاق، علاوه بر فشار روحی، نگران کنترل مسائل مالی و مدیریت زندگی جدیدشان هستند.
- فرزندان طلاق (جوانان و نوجوانان) که در دوران حساس رشد قرار دارند و نیاز به درک و بازسازی فضای روانی خود دارند.
دستاوردهای دوره: چه چیزی به دست میآورید و چه چیزی را از دست میدهید؟
آنچه به زندگیتان اضافه میشود:
آرامش عمیق و خواب باکیفیت
اقتدار، عزتنفس و شخصیت کاریزماتیک
انرژی جوانی و انگیزه برای شروع دوباره
استقلال کامل فکری و احساسی
آیندهای روشن که با دستان خودتان میسازید
ارتقاء شغلی و روابط عالی در محیط کار
آنچه از زندگیتان حذف میشود:
کابوسهای شبانه و بیخوابی
حس قربانی بودن و ترحم دیگران
ترس از پیری زودرس و “سفید شدن موها” در اثر غم
باج دادن عاطفی و وابستگی ناسالم
دنیای خاکستری و روزمرگی کسلکننده
شکستهای پیدرپی شغلی ناشی از عدم تمرکز
کلام آخر: وقت آن است که نویسنده داستان خود باشید
شما نمیتوانید فصلهای قبلی کتاب زندگیتان را پاک کنید، اما قلم در دست شماست تا فصلهای بعدی را بنویسید.
اجازه ندهید “طلاق” به هویت شما تبدیل شود. درون شما نیرویی عظیم برای تغییر وجود دارد که فقط منتظر بیدار شدن است.
دوره « آرامش پس از طوفان جدایی» نوری است بر مسیر تاریکِ تردیدها.
همین امروز تصمیم بگیرید که قربانی شرایط نباشید، بلکه قهرمان زندگی خود باشید.
سوالات متداول قبل از ثبت نام
بله. طلاق یک رویداد تلخ است، اما "ماندن در تلخی" یک انتخاب است. با یادگیری مهارتهای این دوره، شما سوگ را پشت سر میگذارید و به مرحله پذیرش و رشد میرسید.
اگر هنوز رگههایی از خشم، پشیمانی یا اضطراب را با خود حمل میکنید، یعنی پرونده طلاق در ذهن شما بسته نشده است. این دوره محدود به زمان خاصی نیست و هر زمان که بخواهید بار گذشته را زمین بگذارید، به شما کمک میکند.
بله. بخش مهمی از دوره به بازسازی تمرکز و شخصیت حرفهای شما اختصاص دارد. وقتی ذهن آرام شود و عزت نفس بازگردد، عملکرد شما در محیط کار و کسب درآمد بهطور چشمگیری بهبود مییابد.
چرا من نمی تونم فراموش کنم ویدئو
چگونه بعد از جدایی به آرامش همیشگی برسیم؟ ویدئو
گذر از چالش بی هویتی یا بی ارزشی ویدئو
پنج مرحله تا فراموشی ویدئو
بجای سوگواری چه کارهایی انجام بدم ؟ ویدئو
چهار کارمهم برای مغز ویدئو
رفتار من واطرافیانم بعد از طلاق ویدئو
تاثیر شغل من بعد از طلاق ویدئو
من وخشم بعد از طلاق ویدئو
نگاه جامعه و طلاق من ویدئو
احساس تنهایی وترس از دست دادن ویدئو
اضطراب مرا خفه می کند ویدئو
روابط جدید بعد از طلاق ویدئو
من قدرت درونم ویدئو
10 دیدگاه برای آرامش پس از طوفان جدایی
6,000,000 تومان
ابوذر یعقوبی
روانشناس بالینیپژوهشگر تخصصی طلاق و نویسنده ۳ کتاب مرجع در زمینه خانواده و جدایی

صدیقه طباطبایی –
سلام بزرگوار من این دوره رو ندیدم بهتر نیست به جای این دوره چند جلسه مشاوره از خودتون بگیرم؟
سوفیا بلور –
من دقیقا همین مشکلاتی که بالا نوشتین رو دارم چطور میتونم باهاتون صحبت کنم هزینه برام مهم نیست حالمم خوب نیست نمی تونم دوره ببینم به اون شماره که گفتین الان پیام دادم خواهش میکنم فردا بهم جواب بدین منتظرم
شاهرخ عسگری –
من شاهرخ حدود ۵ سال قبل در انباری تاریک مغازهام روی زمین نشسته بودم. صورتم از گریه متورم شده بود. قبضهای پرداخت نشده روی هم انباشته شده بودند:بدهی آب: ۴ میلیون، برق: ۳.۵ میلیون… تلفنم زنگ میخورد و باز هم طلبکاران. همسرم، نگار، یک هفته بود به خانه پدرش رفته بود. آخرین پیامش هنوز روی صفحه موبایل میدرخشید:دیگر تحمل این زندگی را ندارم. با پسرم رفتیم.صبح روز بعد، وقتی برای خرید نان بیرون رفتم، آینه مغازه ام رو دیدم. مردی که در آینه دیدم، ۱۰ سال پیرتر از سن واقعیاش به نظر میرسید. همانجا قول دادم یا خودم را تغییر دهم یا…
با کمک و راهنمایی دوست خوبم آقای ابوذر یعقوبی و استفاده از دوره هایش، یاد گرفتم چطور از عصبانیتم به عنوان موتور محرکه استفاده کنم. شش ماه بعد، با یک ایده نو تبدیل مغازه لوازم التحریر به فروشگاه تخصصی هنرهای دستی کارم رو از نو شروع کردم. امروز، در کارگاه ام ، به ۲۰ جوان جویای کار آموزش میدهم. روی دیوار، عکسی از پسرم که حالا دانشجوی معماری هست نصب شده که در کنار من ایستاده و ماکت جدیدش را نشان میدهد
سارا عرب زاده –
من سارا داستانی از زندگیم رو مینویسم که اسمش را از زندان عاطفی تا آزادی گذاشته ام ؛
سارا هر صبح با صدای همسرش از خواب میپرید:بلند شو بیعرضه! هنوز قهوه آماده نکردی؟ دستهایش از شستن ظرفهای دیشب هنوز قرمز بود. آشپزخانه کوچکشان بوی روغن سوخته میداد. تلفن همراهش را چک کرد ۳ پیام از رئیس فروشگاه:اگر امروز هم نیایی، دیگر نیا ولی میدانست عباس اجازه کار دادن به او را نمیدهد. دختر سه سالهاش، یاسمن، با چشمان خوابآلود وارد آشپزخانه شد:مامان باز هم گریه میکنی؟ روز تولد ۳۳ سالگیاش بود. عباس یک دستبند طلا آورده بود، درحالیکه میدانست سارا به طلا حساسیت دارد. وقتی اعتراض کرد، عباس فریاد زد: همه زنها طلا دوست دارن! تو هم باید مثل بقیه باشی! همان شب، یاسمن در نقاشیاش، پدر را به شکل هیولا و خودش را در قفس کشیده بود.
همآن روزها برای تمام این سال ها با کمک آقای یعقوبی و بررسی های دقیقش تصمیم قطعی و نهایی خود را گرفته و با استفاده از دوره های ارزشمند ایشان و تمرین ها را با دقت انجام داد
سارا باید خاطرات بد را روی کاغذ مینوشت و میسوزاند. وقتی خاطره روزی که عباس جلوی مادرش به او سیلی زد را سوزاند، بغضش ترکید.
امروز، در اتاق مشاوره کوچکش، به زنی ۴۰ ساله کمک میکند که عکسهای همسر بدرفتارش را پاره کند. روی میزش عکس یاسمن که حالا ۱۰ ساله شده در کنار تیم والیبال مدرسه قرار دارد.
آستاره –
یه شب سرد زمستون گوشی همسرم رو تو جیب لباسش پیدا کردم . عکسی از نازنین بهترین دوستم در آغوش فرزاد.
دستهام میلرزید. تمام بدنم یخ زده بود. همان شب، وقتی از فرزاد پرسیم، او خندید:چرا انقدر حساسی؟ مردها نیازهایی دارند! تمام طول شب را در حمام نشستم و از اون همه فشار عصبی فقط استفراغ میکردم.
صبح روز بعد، وقتی در آینه نگاه کردم، موهام یک شبه سفید شده بود. مادرم با نگاه بهم گفت:دخترم، بعضی زخمها آنقدر عمیقند که باید آنها را با جراحی از وجودت خارج کنی، نه با چسب زخم!مادرم سایت دکتر ابوذر یعقوبی رو بهم معرفی کرد و بعد از اینکه در دوره ها شرکت کردم
، فهمیدم تمام این سالها نه فرزاد، که خودم را گول زده بودم.
لادن امیریان –
علت طلاق ما خیانت بود. وقتی فهمیدم همسرم به من خیانت کرده، حس کردم تمام دنیام نابود شده. هر بار که فکر میکردم چطور ممکنه کسی که عاشقش بودم اینقدر بیرحم باشه، اضطرابم بیشتر میشد. نمیتونستم به کسی اعتماد کنم و شبها خوابم نمیبرد. این اضطراب و نگرانی همه جا همراه من بود و باعث شده بود حتی در محیط کارم هم تمرکزم رو از دست بدم.
بعد از جدایی، حس کردم دیگه همه چیز عوض شده. روابط با خانواده و دوستانم تغییر کرد و انگار من دیگه اون آدم سابق نبودم. با این همه ترس و نگرانی، زندگی روزمره برایم سخت و طاقتفرسا شده بود.
این دوره باعث شد بفهمم دلیل اضطراب و نگرانیهام چیه و چطور میتونم باهاشون مقابله کنم. با تمرینها و آموزشها، عزت نفسم بیشتر شد و توانستم دوباره روی پای خودم بایستم. الان خیلی آرامترم و میتونم بهتر به آینده امیدوار باشم. این دوره به من کمک کرد تا نه فقط زخم خیانت رو درمان کنم، بلکه زندگی جدیدی بسازم
امیررضا جعفری –
بابا! چرا باز مست اومدی خونه؟ اینو دخترم نیکی ۱۰ ساله میگفت، اونم درحالی که من تو راهروی خونه وول میخوردم، همیشه صدای دخترم تو سر من اکو میشه. همسرم سارا هر شب قفل در رو از داخل مینداخت که نتونم برم تو. یه بار اومد تو پارکینگ، با مشت زد به ماشین و فریاد زد: مگه نمیبینی بچهات ازت وحشت داره؟! ولی من تو مستی فقط میخندیدم. آخرین حقوقم رو هم تو شرطبندی لیگ برتر باختم…
تو دادگاه خانوادگی، قاضی بهم نگاه کرد و گفت: آقا امیر ، شما حتی شایستگی ملاقات هفتگی رو هم ندارید! سارا با چشمان قرمز، دست نیکی رو گرفت و رفت. من موندم با یه دسته چک برگشتی و یه جعبه خالی ویسکی…
تو آپارتمان خالی، روی مبل شکسته خوابیدم. یه روز نیکی اومد پیشم، با یه نقاشی از “پدری که هیولاست”. زانو زدم جلوش و گفتم: “ببخش بابا رو…” ولی اون فقط گریه کرد و رفت. همون شب اولین بار به فکر خودکشی افتادم…
تو حالت مستی، گوشیمو پرت کردم به دیوار. وقتی روشن شد، تبلیغ این دوره رو دیدم: “مردانی که قوی شدند!” با حال بد به پشتیبانی زنگ زدم. اون خانم بام حرف زد، تا قبول کردم ثبتنام کنم…
یک سال بعد از طلاق
– الان ۹ ماهه پاکم. تو یه تعمیرگاه موبایل، به ۴ تا پسر جوان کار یاد میدم.
– نیکی هر جمعه پیشم میمونه. آخرینبار گفت: “بابا جدیدم رو دوست دارم!”
– مهمترین دستاورد: پسانداز ۵۰ میلیونی برای تحصیل نیکی!
راستشو بخواین، من مرد نمردنی بودم! این دوره بهم یاد داد مرد واقعی بودن یعنی مسئولیت پذیر بودن. حالا هر صبح که آینه رو میبینم، به خودم میگم: امیر، تو یه قهرمانی!
سوسن سالمی –
خیانت همسرم دلیل اصلی طلاق ما بود. وقتی این موضوع رو فهمیدم، احساس کردم دیگه نمیتونم به هیچ چیز اعتماد کنم. اون روزها پر از اضطراب و نگرانی بودم؛ دائم نگران بودم که چطور میتونم بعد از این خیانت، زندگیم رو به جلو ببرم. حتی وقتی با بچهها بودم، ذهنم پر از ترس و دلشوره بود. خوابم مختل شده بود و کابوس میدیدم.
بعد از طلاق، حس تنهایی و بیپناهی داشتم. روابطم با اطرافیان تغییر کرده بود و من بیشتر از همیشه نیاز به کمک داشتم. این دوره کمک کرد تا بتونم آرامش رو دوباره پیدا کنم. از طریق تکنیکهای عزت نفس و مدیریت اضطراب، تونستم قدم به قدم ترسها و نگرانیهام رو کنار بزنم و شخصیت جدیدی درونم بسازم.
الان دیگه از خیانت و گذشتهام نمیترسم و میدونم که آینده بهتری در انتظارمه. این دوره واقعاً زندگیام رو تغییر داد و به من قدرت داد که دوباره شروع کنم
نجمه اشرفی –
مامانم هر صبح با استرس منو بیدار میکرد.
(نجمه جون، بیا پایین! شوهرت داره داد میزنه!). همسرم رضا، یه آدم عصبی بود که کوچکترین چیزی مثله دیر شدن چای یا گرم نبودن نون، باعث میشد ظرفها رو به دیوار بکوبه. یه شب که دخترم یاسمن، ۷ سالش بود، تو خواب گفت: مامان، من میترسم بابا بیاد خونه… اون شب تا صبح گریه کردم.
روزای دادگاه بدترین روزای زندگیم بود. رضا تو راهروی دادگاه بهم گفت: برو با بچههات گمشید تو خونه بابایت! یادمه تو تاکسی، پسرم علی که ۱۰ سالش بود، دستمو گرفت و گفت: مامان، نگران نباش، من مرد خونه میشم! اشکام مثل سد شکسته راه نمیافتاد.
تو خونه پدری، یه اتاق ۹ متری با دو تا تخت یک نفره. بچهها میپرسیدن: مامان، کی برمیگردیم خونه خودمون؟ منم فقط میگفتم: همینجا خونه خودمونه! شبها موقع خواب، یاسمن تو گوشم میگفت: مامان، دستت رو ول نکنم میخوابم!
تو اینستاگرام یهو تبلیغ این دوره رو دیدم. نوشته بود: طلاق پایان نیست، یه شروع تازهست! اول شک داشتم ولی پول آخر ماهم رو که میخواستم برا کفش مدرسه بچهها باشه، خرج این دوره کردم!
زندگی امروز من بعد از ۶ ماه گذشت از طلاق
– یه خیاطی کوچیک تو یه اتاق از خونه پدری زدم. اولش فقط دکمه میدوختم، حالا لباس عروس هم میدوزم!
– پسرم علی تو مدرسه به همه میگه: مامانم قویترین زن دنیاست!
– مهمتر از همه، یاسمن دیگه شبها ناخنهام رو نمیگیره تا بخوابه. میگه: مامان من میدونم تو همیشه کنارمی!
“دوستان، اگه یه سال پیش بهم میگفتین من میتونم اینطوری زندگی کنم، باور نمیکردم! طلاق برام مثل یه زلزله بود، ولی این دوره یادم داد چطور از آوار خونه جدید بسازم!”
بهاره سعادت –
قبل از طلاق، زندگیام پر از درد و شک بود. همسرم به من خیانت کرد و این موضوع رو بعد از مدتها فهمیدم. انگار دنیا روی سرم خراب شد. همه چیز بهم ریخت؛ نه فقط رابطهمان، بلکه اعتماد به نفس و آرامش درونم هم نابود شد. هر روز با فکر خیانت و دروغهایی که شنیده بودم، اضطراب و نگرانی داشتم که چطور زندگیام را دوباره بسازم. هر بار که به گذشته فکر میکردم، حس شکست و تنهایی عمیقی بهم دست میداد.
بعد از طلاق، انگار وارد دنیای جدید و غریبی شدم. خانواده و دوستانم بعضیها فاصله گرفتن و من احساس میکردم مثل غریبهها هستم. اضطراب و دلشوره توی زندگیام مثل سایهای دائمی بود، خواب راحت نداشتم و دائم نگران آینده بودم. هر روز با نگرانیهایی مثل «آیا میتوانم دوباره به کسی اعتماد کنم؟» و «آینده من چه میشود؟» بیدار میشدم.
شروع این دوره برایم نقطه عطفی بود. به کمک تکنیکها و آموزشها، تونستم کمکم به آرامش برسم. یاد گرفتم چطور عزت نفسم را بازسازی کنم و ترسها و شکها را مدیریت کنم. الان دیگه اضطرابم خیلی کمتر شده و با قدرت بیشتری زندگی میکنم. این دوره به من کمک کرد تا بتونم از شکست خیانت عبور کنم و زندگی جدیدم را بسازم.