ساخت سکوی عزت نفس و اعتماد به نفس

توضیحات

توضیحات

آیا احساس می‌کنید نقش اول زندگی خودتان نیستید؟

شاید این صدا را بارها شنیده‌اید: «ببین، تو نمی‌تونی…». این جمله مثل یک ویروس ذهنی، از کودکی توسط نزدیک‌ترین افراد به ما منتقل شده است. شاید پدر، مادر، معلم و حتی دوستان دلسوز اما ناآگاه، به شما القا کرده‌اند که سقف توانایی‌های شما کوتاه است. اما داستان به همین‌جا ختم نمی‌شود.

امروز، شاید همسر، شریک کاری یا حتی مشتریان شما هم این پیام را دریافت کرده‌اند. وقتی خودتان باور ندارید که «می‌توانید»، جهان هم به شما ثابت می‌کند که حق با شماست. نتیجه؟ تبدیل شدن به پله‌ای برای موفقیت دیگران، در حالی که خودتان در جا می‌زنید.

اما خبر خوب اینجاست: این «نتوانستن» سرنوشت شما نیست؛ یک برنامه قابل تغییر است. در این دوره آموزشی ۹۰۰ دقیقه‌ای، ما قرار است این برنامه را پاک کنیم و نسخه قدرتمند شخصیت شما را از نو بنویسیم.

چرا این دوره نقطه عطف زندگی شماست؟

بسیاری از ما یاد گرفته‌ایم که «نخواهیم». یاد گرفته‌ایم که انتخاب‌گر نباشیم و همیشه توپ را در زمین دیگران بیندازیم: «هرچی شما بگی»، «فرقی نمی‌کنه»، «نظر تو چیه؟».

این فروتنی نیست؛ این خاموشیِ عزت‌نفس است.

وقتی قدرت انتخاب را از خودتان می‌گیرید، دیگران (همسر، همکار، فرزند) به مرور در قلمرو شما نفوذ می‌کنند. حق انتخاب شغل، حق انتخاب لباس، حق مدیریت درآمد و حتی حقِ داشتنِ یک رویای شخصی از شما گرفته می‌شود.

این دوره طراحی شده تا سکوی اعتماد به نفس شما را که سال‌هاست ترک برداشته، از پایه و به صورت اصولی بازسازی کند.

در این ۹۰۰ دقیقه آموزش تخصصی چه یاد می‌گیرید؟

ما در این دوره، شعارهای انگیزشی توخالی نمی‌دهیم. ما روی زیرساخت‌های روانی شما کار می‌کنیم. سرفصل‌های اصلی شامل موارد زیر است:

۱. ریشه‌یابی و آواربرداری ذهنی

قبل از ساختن، باید مسیرهای تخریب‌شده را بشناسیم. یاد می‌گیرید چه کسانی و چه اتفاقاتی در گذشته، بذر «نتوانستن» را در ذهن شما کاشتند و چگونه اثر آن‌ها را خنثی کنید.

۲. تمایز طلایی: عزت‌نفس یا اعتماد‌به‌نفس؟

بسیاری از افراد این دو را اشتباه می‌گیرند. ما بررسی می‌کنیم که کدام‌یک در وجود شما آسیب دیده و کدام‌یک باید اولویت بازسازی باشد تا سریع‌تر نتیجه بگیرید.

۳. مدیریت ترس و احساس گناه

آیا وقتی «نه» می‌گویید عذاب وجدان می‌گیرید؟ در این بخش یاد می‌گیرید کدام احساس گناه واقعی است و کدام‌یک تله‌ی ذهنی. با تمرینات کاربردی، ترس‌های فلج‌کننده را به سوخت حرکت تبدیل می‌کنیم.

۴. قطع بندهای وابستگی

وابستگی ناسالم، دلیل اصلی درجا زدن است. یاد می‌گیرید چگونه بدون اینکه روابط‌تان را خراب کنید، استقلال عاطفی و فکری پیدا کنید. جالب اینجاست: وقتی مستقل می‌شوید، دیگران بیشتر مشتاق حضور شما خواهند شد.

۵. هنر تصمیم‌گیری و اقدام

فاصله بین تصمیم و عمل را از بین ببرید. تکنیک‌هایی را می‌آموزید که ایده‌هایتان را از مرحله «فکر» به «واقعیت» تبدیل کنید، بدون اینکه نگران قضاوت دیگران باشید.

این دوره برای چه کسانی طراحی شده است؟

این آموزش برای همه نیست؛ فقط برای کسانی است که از «معمولی بودنِ اجباری» خسته شده‌اند. اگر در دسته‌های زیر هستید، جای شما در این دوره خالی است:

  • مهرطلب‌ها: کسانی که از ترس ناراحت شدن دیگران، همیشه از حق خود می‌گذرند.
  • تصمیم‌گیرندگان مردد: افرادی که برای خرید یک کفش یا انتخاب غذا ساعت‌ها درگیرند و نیاز به تایید دیگران دارند.
  • قربانیان کلام «تو نمی‌تونی»: کسانی که اطرافیانشان مدام توانایی‌های آن‌ها را زیر سوال می‌برند.
  • افراد با پتانسیل حبس شده: کسانی که می‌دانند باهوش و توانمندند، اما به خاطر کمرویی در جمع یا ترس از شکست، فرصت‌های شغلی و عاطفی را از دست داده‌اند.
  • والدین نگران: کسانی که می‌ترسند الگوی «نتوانستن» را به فرزندانشان منتقل کنند.

دستاوردهای شما پس از پایان دوره

این دوره یک هزینه نیست، یک سرمایه‌گذاری روی تنها دارایی ارزشمند شما، یعنی «خودتان» است. بیایید ببینیم این محصول چه چیزی به شما می‌دهد و چه چیزی را از شما می‌گیرد:

چیزهایی که به دست می‌آورید:

  • قدرت «نه» گفتن بدون احساس گناه و با حفظ احترام.
  • آزادی عمل؛ دیگر برای تصمیم‌های شخصی نیازی به تایید همسر، والدین یا دوستان ندارید.
  • شفافیت در خواسته‌ها؛ دقیقا می‌فهمید چه می‌خواهید و جسارت بیان آن را پیدا می‌کنید.
  • کاریزما و جذابیت؛ آدم‌های با اعتماد‌به‌نفس، مغناطیس جذب دیگران هستند.
  • رشد شغلی و مالی؛ وقتی خودتان را باور کنید، درخواست ارتقای شغلی یا راه‌اندازی کسب‌وکارتان دیگر رویا نخواهد بود.

چیزهایی که از دست می‌دهید:

  • احساس دائمی بی‌لیاقتی و بی‌ارزشی.
  • ترس فلج‌کننده از قضاوت دیگران.
  • عادت باج دادن عاطفی به اطرافیان.
  • حسرت‌های ناشی از کارهای نکرده.

درباره مدرس دوره

این دوره حاصل سال‌ها تجربه و مطالعه در زمینه روانشناسی و رفتارشناسی است. مدرس این دوره ابوذر یعقوبی زبانی ساده اما عمیق، پیچیده‌ترین مفاهیم روانشناختی را به راهکارهای عملی تبدیل کرده است تا شما بدون درگیر شدن با اصطلاحات پیچیده، تغییر را در زندگی روزمره خود احساس کنید.

هنوز شک دارید؟ به آینده فکر کنید…

یک لحظه چشمانتان را ببندید. ۵ سال دیگر کجایید؟

اگر همین مسیر فعلی را ادامه دهید، آیا آن کودک درونتان (یا حتی فرزند واقعی‌تان) روزی به شما نخواهد گفت: «چرا نخواستی که بتوانی؟».

اجازه ندهید حقِ «توانستن» برای همیشه از شما گرفته شود. شما با تمام ابزارهای یک انسان کامل و قدرتمند به دنیا آمده‌اید؛ فقط کافیست گرد و خاکِ ناشی از حرف‌های دیگران را از روی این ابزارها پاک کنید.

از همین لحظه بخواهید که بتوانید.

ما در این مسیر، گام‌به‌گام کنار شما هستیم تا دوباره قهرمان داستان زندگی خودتان شوید.

سوالات متداول قبل از ثبت نام

آیا برای شرکت در این دوره نیاز به پیش‌زمینه روانشناسی دارم؟

خیر. تمام مطالب به زبان ساده و با مثال‌های ملموس زندگی روزمره بیان شده است تا برای همه قابل درک و اجرا باشد.

آیا واقعاً می‌توان عزت‌نفس تخریب‌شده در کودکی را بازسازی کرد؟

بله. مغز انسان خاصیت «نروپلاستیسیتی» (انعطاف‌پذیری) دارد. با تمرینات درست و آگاهی، شما می‌توانید مدارهای عصبی جدید بسازید و باورهای کهنه را تغییر دهید. این دوره نقشه راه این تغییر است.

این دوره چه تفاوتی با کتاب‌های موفقیت دارد؟

کتاب‌ها معمولاً به شما می‌گویند «چه کار کنید»، اما این دوره به شما یاد می‌دهد «چگونه آن کار را انجام دهید». ما روی ریشه‌های ناخودآگاه تمرکز داریم، نه فقط انگیزه‌های هیجانی زودگذر.

جلسات دوره
ساخت سکوی عزت نفس و اعتماد به نفس

من عزت نفس ندارم یا اعتماد به نفس؟ ویدئو

خصوصی
این درس خصوصی است. برای مشاهده باید دوره را خریداری کنید.

ترس یا احساس گناه ویدئو

خصوصی
این درس خصوصی است. برای مشاهده باید دوره را خریداری کنید.

چرا من عزت نفس ندارم ویدئو

خصوصی
این درس خصوصی است. برای مشاهده باید دوره را خریداری کنید.

چرا شکست می خورم ویدئو

خصوصی
این درس خصوصی است. برای مشاهده باید دوره را خریداری کنید.

از بین بردن احساس گناه ویدئو

خصوصی
این درس خصوصی است. برای مشاهده باید دوره را خریداری کنید.

تا کجا احترام بذارم ویدئو

خصوصی
این درس خصوصی است. برای مشاهده باید دوره را خریداری کنید.

چه کسی از من بالاتر است؟ ویدئو

خصوصی
این درس خصوصی است. برای مشاهده باید دوره را خریداری کنید.

چقدر بقیه از من بهترهستند ویدئو

خصوصی
این درس خصوصی است. برای مشاهده باید دوره را خریداری کنید.

هفت قدم برای ساخت عزت نفس ویدئو

خصوصی
این درس خصوصی است. برای مشاهده باید دوره را خریداری کنید.

تاثیر پرستش در عزت نفس ویدئو

خصوصی
این درس خصوصی است. برای مشاهده باید دوره را خریداری کنید.

هرکسی رو به هرقیمتی می خوام نگه دارم ویدئو

خصوصی
این درس خصوصی است. برای مشاهده باید دوره را خریداری کنید.

خودزنی و عزت نفس ویدئو

خصوصی
این درس خصوصی است. برای مشاهده باید دوره را خریداری کنید.

من وسیله اهداف دیگرانم ویدئو

خصوصی
این درس خصوصی است. برای مشاهده باید دوره را خریداری کنید.

8 قدم تا ساختار قدرتمند اعتماد به نفس ویدئو

خصوصی
این درس خصوصی است. برای مشاهده باید دوره را خریداری کنید.

راه حل مسائل بجای فرار از مشکلات ویدئو

خصوصی
این درس خصوصی است. برای مشاهده باید دوره را خریداری کنید.
معرفی دوره
نظرات (10)

10 دیدگاه برای ساخت سکوی عزت نفس و اعتماد به نفس

  1. طلعت حسینی –

    سلام خدمت شما بزرگوارن .دختر من طلاق گرفته بود حال خوبی نداشت .بردم روانپزشک چند تا دارو داد مثل کلوزاپین ،دیازپام، فلوکسیتین وغیره اما همش خواب بود تو اتاقش بیرون نمیومد اصلا باهامون حرف نمیزد وهیچ کاری انجام نمیداد حتی 10 روز یکبار حمام نمیرفت. اما این دوره رو با دوتا دوره دیگه توهمین سایت براش گرفتم وبعد 3 ماه استفاده کردن الان رفته سرکار واقعا این حرفهای آقای دکتر معجزه میکنه ممنونم ازتون اقای دکتر که تونستین به دخترم کمک کنین

  2. محبوبه خاکی –

    آقای دکتر شما شهرستانها دوره برگزار نمیکنین خیلی دلم میخواد تو این دوره ها بصورت حضوریشرکت کنم البته میدونم این دوره ضبط شده هست

  3. علیرضا.م –

    سلام خدمت همه .بچه بودم خونه ما همیشه جنگ بود .من همش احساس میکردم دلیل دعوای پدر مادرم من هستم. بابام هروقت خرید می کرد میاورد حونه میگفت هرچی کار میکنم میریزم شکم شماها وبایدمثل سگ کار کنم ما 5 تا بچه بودیم. تقریبا من هیچ موقع یادم نمیاد یه چیزی خواسته باشم وبابام برام خریده باشه تابستان همیشه میرفتم سرکار وپولش رو برای دو تا خواهرام لباس ووسیله می خریدم وخودم منتظر بودم تا اگه بابم دلش بخواد کفش یا لباس برای مدرسه بخره اونم اگه سال قبلی ها برام تنگ نشده بود.گذشت ومن ازدواج کردم واونم طبیعتا تصمیم پدر مادر بود وخواهر بزرگیم. من همچنان هیچی نداشتم واگر پولی در میاوردم یرای خانواده بود وقتی ازدواج کردم همین رویه رو ادامه دارم همیشهبرای خانمم زیاد خرج می کردم .خودم یه پراید سوار میشدم وبرای اون یه پژو 207 خریده بودم خونه م ولی به نام بابم بود چون خودش خریده بود وتازخ گفت هروقت بتونی خونه بخری باید اونجا رو خالی کنی .من حتی توانایی خریدن یه تیکه لباس نداشتم .خانمم هم اصلا به من توجهی نداشت ومنو فقط در حد یه کارت بانکی میدونست. کم کم مهمونی رفتنهاش زیاد شده بود ومن که یهچ وقت نتونسته بودم توزندگی حرفی بزنم چیزی نمیگفتم .خواهر کوچیکم همش حرص می خورد ومیگفت باید کنترلش کنی ولی من توانایی اینکارو نداشتم.یه شب که رفته بود مهمونی ساعت 4 صبح مسب برگشت خونه. وبا حال بد خنده وگریه اسم یه مردی رو صدا میزد هم بوی مشروب میداد هم بوی سیگار ویه بوی دیگه که خیلی بد بود رفتم نزدیکش تا بهش کمک کنم گفت به من دست نزن مرتیکه به مجید میگم من که مات مبهوت مونده بودم یهو دیدم خانمم افتاد رو زمین وکف بالا آورد وسرفه های شدید میکرد زنگ مامانش زدم جواب نداد وترسیدم به کس دیگه ایی زنگ بزنم زنگ 115 زدم اومد بردیمش بیمارستان بعدا متوجه شدم مصرف مشروب شیشه ورابطه جنسی زیاد باعث این بیماریش شده.حالش که خوب شد خودش خونه نیومد ومن تصمیم گرفتم خودکشی کنم چون واقعا به پوچی کامل رسیده بودم ومیدونستم چون رهاش کردم به این نقطه رسیده والبته انتخاب اشتباهی هم کرده بودم تواینستا گرام میچرخیدم وبا پیج آقای یعقوبی آشنا شدم تو یکی از این استوری ها این صفحه رو لینک داده بودن و من این دوره تهیه کردم خیلی حالم بهتر شد .تونستم با مدارک موجود بیمارستان از خانمم شکایت کیفری کنم بعد یکماه با وکیلش اومد ماشین رو به نامم زد مهریه رو بخشید 500 میلیون پول داد وکالت طلاق گرفت ورفت .هرچند تلخ بود اما بهتر از خودکشی بود والان تازه من تونستم یکم بخودم بیام وبا تمرینات این دوره کلادنیا رو یه جور دیگه ببینم.امیدوارم جوری که منو نجات دادین خدا بهتون کمک کنه

  4. dr.sadeghi –

    سلام خدمت شما همکار گرامی دوره ایی دارین که به ما آموزش بدین رو مراجع این موارد رو آموزش بدیم؟

  5. سمانه طلوع –

    خدا هیچ وقت شوهری به آدم نده که همه تمرکزش مادرش باشه .شوهر من با رفتار اینشکلی منو از ریشه سوزوند .وقتی ازدواج کردم دانشجو دکتری علوم آزمایشگاهی بودم ولی بعد از ازدواج من حتی مجبور شدم سبزی پاک کنم تا همسرم که سوپری داشت تو مغازش بسته بندی بفروشه .میدونم باورتون نمیشه ولی انجام دادم .فقط به خاطر اینکه پدرشوهرم ومادر شوهرم مالک همه چیز ما بودن شوهرم هرچی کار می کردم میرفت توحساب مادرش .مغازش خونه ایی که توش زندگی می کردیم ماشینمون همه وهمه حسابهای باهنکی به اسم پدر ومادرش بود .وما هرشب بدون استثنا باید شام میرفتیم خونه مادر شوهرم که طبقه پایین ما بود .خواهر شوهرام به حس خفه کننده ایی به من نگاه میکردن ومنو 4 سال عذاب دادن من حق خروج از خونه نداشتم ودر بیشتر موارد باید خونه مادر شوهر شام درست می کردم .اما یه جا به خودم اومدم دیدم دارم از درون متلاشی میشم چون حتی برای یه دندانپزشکی رفتن شوهرم مادرش رو راضی میکرد تا بتونه ازشون پول بگیره ما حتی مسافرت رو با خانواده شوهرم میرفتیم .شما فکر کنین حتی یه کارت بانکی نداشتم تا مثلا برای خودم نوار بهداشتی بگیرم اما پدر شوهرم تومشهد ونور وقشم ویلا داشت چون خودش پخش مواد غذایی داشت ودوتا پسر دیگه ش هم پیشش بودن وشوهر من هم یه سوپری داشت که درسته خودش کار می کرد اما همه پولها مال اونها میشد.خلاصه تمومش کردم فقط سالها از خودم دور شده بودم یه شب ظرف مهمونی 43 نفر رو شستم وفرداش بدن هیچ حری اومدم خونه مامنم وبرای همیشه برنگشتم.اما بعد طلاق من آدم قبل ازدواج نبودم خیلی ترس داشتم خیلی ضعیف شده بودم وتقریبا ازیبن رفته بودم با یان دوره نشستم تیکه های خودمو جمع کردم ومی خوام بهتون بگم یه جا تو زندگی میبینی داری علیل وناتوان میشی نامردی اگه خودتو نجات ندی .ممنون دکتر یعقوبی بابت اینکه بهم کمک کردی اینجوری خودمو پیدا کنم

  6. Dr.ranjbar –

    به نام خدای مهربانی سلام دوستان گرامی من مستقیم میرم سر اصل مطلب ،اونهایی که طلاق گرفتن حرف منو کامل متوجه میشن .توبه هر دلیلی طلاق گرفته باشی وقتی طلاق تموم شد به حالی میرسی ( روانشناسا بهش میگن انکار )دقیقا هرچی بلا شوهرت سرت آورده یادت میره .شرایط چیزی رو نشون میده که اون آدم یه فرشته بود مثل اون آدم پیدا نمیشه من الان بدون اون بد بخت میشم وتمام این افکار مثل خوره میوفته به جونت.من 5 جلسه مشاوره رو با آقای یعقوبی رزرو کرده بودم وایشون توجلسه دوم این دوره و دوتا دوره آرامش پس از طوفان جدایی وبازسازی سکوی عزت نفس رو بهم معرفی کردن وگفتن بعد از طلاق ساختار تو رو تغییر میده .حقیقت اولش به حرفشون زیاد توجه نکردم وگفتم مگه میشه دوره آدم رو تغییر بده چون خودم پزشک بودم تو جلسه سوم یه مثال زدن که خیلی به دلم نشست وگفتن مال یکی ازجلسات همین دوره ست .منم راغب شدم تا این دوره رو ببینم وتهیه کردم .باورم نمیشد که این دوره اینقدر تو روح من نفوذ کنه که الان با یه حس ارزشمندی مطلق به خودم فکر میکنم وشرایطتم رو پیش میبرم وزندگی گذشته برام شده یه کتاب قصه که تا نخوام بخونمش چیزی ازش نمیدونم.مهم ترین کاری که این دوره با من کرد این بود که من تونستم برای تخصص بخونم وپوست که خیلی مورد علاقم بود رو قبول بشم چقدر حال خوبی داره آدم وقتی که به یه نقطه برسه که نیاز نباشه فکر وجون وتن وروحش رو برای یکی بزاره صرفا برای اینکه تنها نباشه.بابت تک تک جمله هاتون جناب دکتر سپاس

  7. سیامک شاهدی –

    من یه عمر داشتم درجا میزدم تا الان سه بار ورشکست شدم همیشه تو کسب وکارم دقیقا طوری رفتار میکردم که پایه واساسش این جمله بود .تو حق نداری کسی رو از خودت برنجونی.من نمی خواستم کسی ازم ناراحت بشه من نمی خواستم دل کسی از من برنجه.وهمه اینها باعث شده بود من همیشه خودمو زیر پا بذارم تا حالا دو تا شریک داشتم وهر دوبه بد ترین وضعیت ممکن به من ضربه زدن یکیون همیشه دنبال دختر بود واصلا سرکارنبود ودست آخر یه 3 تومنی ازمن گرفت جنس بخره داده بود به پول نزول ومن به خاک سیاه نشستم اون یکی هم که مثلا حاجی بود وخوب بود ته کارمتوجه شدم یه مغازه توشهرستان زده وچون جنسها رو خودش خرید می کرد 20 درصدش رو میفرستاد اونجا ومن نمیفهمیدم .همش من بادیگران رو دروایسی داشتم.این دوره مثل یک پدر میمونه که بهت یاد میده چطور درست زندگی کنی .حتما وقت بذارین این دوره رو ببینی خودتون رو با این دوره بسازین تا یه زندگی درست داشته باشین .ترس از دست دادن نداشته باشی.جوری رفتار نکنی که بخواهی همه رو از خوت راضی نگه داری.نخوای برای انجام کاری به دیگران التماس کنی. خلاصه اگر من این دوره رو 5سال قبل دیده بودم الان 8 میلیارد از سرمایه م از بین نرفته بود

  8. حمیده شهیدی فر –

    سلام وقتون بخیر این دوره پشتیبانی هم داره؟ مثلاً اگر سوالی داشته باشیم یا به مشکل بخوریم، می‌تونیم با آقای یعقوبی در ارتباط باشیم؟ چون فکر می‌کنم پشتیبانی خیلی مهمه تا بتونیم تغییرات رو به درستی پیاده کنیم.من قبلا دوره گرفتم وچون پشتیبانی نداشت نتونستم درست استفاده کنم

  9. najva.m –

    من نجوا ۲۸ ساله هستم
    همه میگفتن دیوونه‌ام
    پس از ۴ سال زندگی با همسری که:
    من رو “احمق” خطاب می‌کرد،اجازه‌ی ملاقات با خانواده ام رو از من گرفته بود، حتی انتخاب لباسم رو کنترل می‌کرد،
    سرانجام با کشف خیانتش ، تصمیم به طلاق گرفتم. اما
    هر شب می‌نشستم و گریه می‌کردم نمی دونستم الان کجاست وچیکار می کنه تو محل کار، با وجود مدرک فوق‌لیسانس، جرات صحبت در جلسات کاری رو نداشتم. مادرم به من می‌گفت:تحمل کن، زن بی‌همسر یعنی ننگ خانواده
    وبالاخره تموم شد
    تمرینات دوره و مشاوره های تخصصی آقای یعقوبی کمک کرد تا همه شرایطم رو دگرگون کنم
    من از زندگی مشترک ضربه خورده بودم واین آسیب همه چیز منو از من گرفته بود تمام روح وروانم نابود شده بودو من به همین دلیل تو شغلم هم یه برده شده بودم اما الان در شرایطی کار میکنم که ارتقا شغلی گرفتم سختی کارم نصف شده وهیچ کس دیگه روی من فشار نمی آورد که باید کار بیشتری انجام بدی
    آقای یعقوبی حال خوب امروزم رو مدیون شما هستم

  10. نیلوفر مهرابی –

    همسرم عاشقانه دوستم داشت!این را هر روز به خودم تکرار می‌کردم، درحالی که نشانه‌ها از ۳ سال پیش شروع شده بود: یک روز بطور ناگهانی گفت:دیگه مثل قبل نیستی… تو همون دختر جذاب ۵ سال پیش نیستی.بعد هر شب با بهانه‌ای از خانه می‌رفت.
    وقتی گریه می‌کردم می‌خندید:خودت رو به نفهمی زدی! من که کاری نکردم!کم‌کم باور کردم مشکل از من است.
    یک روز پیامش را دیدم:عزیزم فردا ساعت ۸ هتل. وقتی موبایل را برداشتم، فریاد زد: دیوانه‌ای؟ حریم خصوصی منو زیر پا گذاشتی!و حال من در اون روزهای جهنمی
    ۷ کیلو وزن کم کرده بودم. هر شب کابوس می‌دیدم.
    حتی برای خرید نان هم از خانه بیرون نمی‌رفتم.
    هر لحظه با جملاتی دستکاری روانی میشدم
    می‌خوای بری؟ پس هیچی نداری! تهدید به خودکشی کرد : اگر بری، خونم گردن توئه! به تمام فامیل گفت من افسردگی شدید دارم و هذیان می‌گویم.

    یک روز مقابل آینه ایستادم و گریه کردم:دیگه حتی خودم رو هم نمی‌شناسم. همان شب در گوگل ساعت ها سرچ کردم با دوره سکوی عزت نفس آشنا شدم و از جلسات مشاوره دکتر ابوذر یعقوبی استفاده کردم

    یاد گرفتم چطور جملات سمّی مثل تو بیش‌ازحد حساسی!را تشخیص دهم. وقتی برای ملاقات بچه‌ها دیر کرد، محکم گفتم: حقشان است، وقتت را مدیریت کن.و حال امروز من
    اولین بار در ۳۵ سالگی یاد گرفتم بگویم: نه، این رفتار را نمی‌پذیرم.فرزندانم حالا با افتخار می‌گویند: مامانم قوی‌ترین زن دنیاست! خیانت او نبود که مرا شکست داد. شکست من زمانی بود که باور کردم لیاقت همین را دارم.امروز می‌دانم هیچکس حق ندارد وجود مرا تحقیر کند. این دوره نه‌تنها مرا نجات داد، بلکه به من آموخت چطور پادشاه زندگی خودم باشم.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *